
متن اصلی
معماری در دوره هخامنشیان به نوعی در خدمت شکوه و نمایش و ارائه و بازنمایی آن چیزی که به نام عظمت و بزرگی و اقتدار سیاسی و نظامی و فرهنگی شناخته میشد قرار گرفته بود، در دورهای که بین سالهای ۵۵۰ تا ۳۳۰ قبل از میلاد مسیح ادامه داشت، به اوجی رسید که خود همین اوج رسیدن، به نوعی بیانگر همان مفهوم اوج و بلندی بود که آنها قصد داشتند در ذهن بیننده یا هر فردی که به هر نحوی از بناهای ساختهشده توسط ایشان بازدید میکرد تداعی شود. برای مثال، بنایی همچون تختجمشید، که با ستونهایی که نه تنها بزرگ و عظیم بلکه بیش از آنچه یک ستون صرفاً برای ایستایی بنا نیاز دارد، ساخته شده بودند و سرستونهایی به شکل حیوانات همچون گاو و شیر که شاید در نگاه اول کارکردی تزئینی داشته باشند اما در حقیقت حامل معانی و نمادهایی پیچیدهتر بودند، و تالارهایی وسیع که وسعت آنها خود نوعی نشانگر وسعت اندیشه و قلمرو تلقی میشد، تماما در راستای القای چنین حسی طراحی و ساخته شده بود. همچنین استفاده از سنگ به عنوان ماده و مصالح اصلی در این سازهها، که خود به نوعی نشاندهنده استحکام و دوام و پایداری و مقاومت در برابر گذر زمان و فرسایش طبیعی و انسانی تلقی میشد، نمودی دیگر از این تفکر بود. به این معنا که معماری، تنها کارکردی عملی در حد سرپناه و ساختوساز نداشت بلکه نقشی وسیعتر، چندوجهیتر و حتی سیاسیتر پیدا کرده بود، به گونهای که میتوان آن را نه تنها ابزاری برای سکونت و استفاده روزمره بلکه ابزاری برای نمایش قدرت، برای تأکید بر هویت سیاسی، و برای تثبیت جایگاه امپراتوری در ذهن مردم و تاریخ دانست.
متن ویراست شده
. هخامنشیان؛ معماری در خدمت شکوه دوران هخامنشیان (۵۵۰–۳۳۰ ق.م) اوج شکوه و نمایش قدرت در معماری ایران بود. ساختمانهایی مانند تختجمشید با ستونهای عظیم، سرستونهای گاو و شیر و تالارهای وسیع، نماد اقتدار امپراتوری هخامنشی بودند. استفاده از سنگ بهعنوان مصالح اصلی نمایانگر استحکام و دوام این سازهها بود و نشان میداد که معماری نهتنها عملی، بلکه ابزاری برای نمایش قدرت و هویت سیاسی است.

